پلاسکو یادگارِ روزهای اول آشنایی تهران با مدرنیته بود. وقتی هنوز اهالی تهران خوش‌نشینِ خانه‌های حیاط‌داری بودند که حتی با ۱۵۰متر وسعت به آن «ملکِ نقلی» می‌گفتند. اولین ساختمان مرتفع ایران با بنایی ۱۷طبقه و اسکلت فلزی در سال ۱۳۴۱ در چنین روزگاری افتتاح شد؛ نخستین «برج» با تجهیزات مدرنِ آن‌زمان، آسانسور، نمای مشبک هندسی و تبلیغات نئونیِ نورانی که مثل جاذبه‌ی توریستی مردم را دست‌کم برای تماشا از سراسر تهران به چهارراه استانبول می‌کشاند و خیلی‌شان اولین‌بار آسانسورسواری را در ساختمان پلاسکو تجربه کردند. اهالی تهران قدیم که از چهارراه استانبول عبور می‌کردند، اولین جلوه‌های تبلیغات محیطی را روی پلاسکو می‌دیدند: یک بطری غول‎پیکرِ کانادادرای چسبیده به ساختمان که هر چند ثانیه، پر و خالی می‌شد.

پلاسکو

بیشتر بخوانید: صنعت بدون دودکش

بعد از افتتاح ساختمان، تهیه‌کنندگان فیلم و سینما در طبقات اول، دفتر کاری دست‌وپا کردند ولی کم‌کم جایشان را به تولیدی‌ها و فروشندگان پوشاک دادند که از همان ابتدای دهه‌ی چهل تا همین صبح پنجشنبه سی‌اُم دی‌ماه ۱۳۹۵، حاضران همیشگیِ ساختمان بودند. قبل از ظهور قارچ‌گونه‌ی مراکز خرید و مال‌ها و پاساژهای رنگارنگ و چندمنظوره، پلاسکو تنها مرکز خرید جوانان تهران بود و حتی در زمان جنگ تحمیلی، هرکس می‌خواست به فراخور مد روز، جین لوله‌تفنگی و کتانی ساق‌دار پیدا کند، صاف راه می‌افتاد می‌رفت پلاسکو.

بعد از جنگ، وقتی کشور توانست کمی نفس بکشد و تهران آغوشش را برای نوسازی و طرح و برنامه‌های جدید گشود، سر و کله‌ی مال‌ها و مراکز خرید یکی‌یکی در گوشه‌‌گوشه‌ی شهر پیدا شد. همه هم صدبرابر مدرن‌تر، دلبازتر، با امکانات بیشتر. اما همچنان پلاسکو مشتری‌های خود را داشت.

عاشقان ماهی و آکواریوم اگر حتی ماهی هم نمی‌خواستند، برای تماشای ماهی‌های آب شور و شیرین فروشگاه‌های ماهی و آکواریوم، گاهی گشتی در طبقات زیرین ساختمان  پلاسکو می‌زدند. توی راهروهای طبقات اول تا چهارم ساختمان صدای چانه‌زدنِ خرده‌فروش‌های شهرستانی را با بنکدارها و عمده‌فروش‌ها می‌شنیدی، در طبقات بالا هم صدای دینام چرخ‌خیاطی و اتوکشی و پرس‌کاری.

……….

بعد از پنجاه سال، پلاسکو دودخورده و خاکستری، بدون خودنمایی و زرق و برق سر چهارراه استانبول ایستاده بود و اهالی تهران به بودنش سر چهارراهِ همیشه شلوغ استانبول عادت کرده بودند. با این‌که تهران در میان کشورهای جهان، گوی سبقت را در بلندمرتبه‌سازی از همه ربود، اما در ایمن نگه‌داشتن مردم و دست نوازش کشیدن به ساختمان‌های بلندمرتبه، نمادها و یادگارهایش، کوتاهی کرده. در مقایسه با بناهای بلندمرتبه‌ی دیگر دنیا که گاهی از صد، صدوپنجاه سال هم عمرشان بالا می‌زند، عمر پنجاه‌ساله آن‌‌‌قدرها هم سن‌وسالی به حساب نمی‌آید.

انگار هیچ‌کس قرار نبود، دوست نداشت، نمی‌خواست یا نمی‌توانست باور کند بلندبالای خسته قرار نیست تا ابد در پرسپکتیو خیابان جمهوری باقی بماند.

صبح روز پنجشنبه ۳۰ دی ۱۳۹۵ و حدود ساعت ۷:۵۹ صبح، طبقات هشتم و نهم این ساختمان که بیشتر شامل واحدهای تولیدی لباس بودند و شبانه‌روزی فعالیت می‌کردند، دچار حریق شد. نیروهای فداکار آتش‌نشانی و امدادگر بلافاصله خود را به محل رساندند. ساعت ۱۱ صبح در حالی که گفته می‌شد آتش مهار شده است، ناگهان آتش از بخش شرقی ساختمان زبانه کشید و دیوار شمالی ساختمان پلاسکو نیز به‌طور کامل فرو ریخت.

حوالی ساعت ۱۱:۳۰ صبح پس از گذشت سه ساعت و پنجاه و پنج دقیقه از شروع حریق و تلاش‌های بی‌وقفه‌ی آتش‌نشان‌ها کل ساختمان به طور عمودی فرو ریخت. پلاسکو برای همیشه از افق خیابان جمهوری پاک شد و عده‌‌ای از آتش‌نشان‌ها، کارگران و صاحبان کسب‌وکار ساختمان مصدوم و مفقود شدند و سراسر کشور در سوگ آتش‌نشانان از جان گذشته و حادثه‌دیدگان فرو رفت.

بیشتر بخوانید:

عجایب پنج‌گانه‌ ایران

تاریخچه‌ی بلیط هواپیما

گردشگری سیاه، جذابیت پنهان فاجعه

wp_reset_query();

نظر خود را بنویسید :

نام و نام خانوادگی(الزامی)
نشانی ایمیل (الزامی)